نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۱۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟

زیر پای خود نبینی از جمال خویشتن

کم مباش از مرغ بسمل در شهادتگاه عشق

می ز خون خود کن و مطرب ز بال خویشتن

چون مه از نقصان دل خود را مخور، خورشید باش

تا ز حال خود نگردی در زوال خویشتن

مطلب روی زمین در زیر دامان شب است

جز بر این دامن مزن دست سؤال خویشتن

بستر و بالین من از سایه بال هماست

تا سر خود را کشیدم زیر بال خویشتن

عمر خود را کم به امید فزونی می کنند

ساده لوحانی که می دزدند سال خویشتن

با دل افکن گفتگوی دوستی را از زبان

در ثمر پوشیده کن برگ نهال خویشتن

ترجمان گوهر شاداب، آب او بس است

لب بگز صائب ز اظهار کمال خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی خودآگاهی و عشق می‌پردازد. شاعر به طاوس (پرنده‌ای زیبا) و زیبایی‌های خود اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید از زیبایی‌های درونی خود غافل شد. او تاکید می‌کند که در عشق، باید شجاع بود و خود را در معرض آزمون قرار داد. شاعر همچنین به این نکته می‌پردازد که زندگی نباید صرف انتظار برای افزایش عمر باشد، بلکه باید آن را به‌دقت و با آگاهی سپری کرد. او از گفتگوهای احساسی و دوستی یاد می‌کند و در نهایت، به اهمیت ابراز کمالات و زیبایی‌های وجود خود اشاره می‌کند.