نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن

در قیامت نامه پیچیده نتوان یافتن

مور را ملک سلیمان درنمی آید به چشم

در قیامت دیده نادیده نتوان یافتن

از رگ خامی اثر در باده جوشیده نیست

خواب در چشم به خون غلطیده نتوان یافتن

صیقل آیینه آب روان استادگی است

بی تامل گوهر سنجیده نتوان یافتن

دل به زلف و وعده پا در هوای او مبند

راستی در موی آتش دیده نتوان یافتن

شرم حسن از باده گلگون شود هشیارتر

دولت بیدار را خوابیده نتوان یافتن

دامن تسلیم را صائب به دست آورده ایم

در بساط ما دل غم دیده نتوان یافتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نکات عمیق و فلسفی درباره عشق، حقیقت و دست نیافتنی بودن برخی از مفاهیم اشاره می‌کند. او می‌گوید که در عشق نمی‌توان به سادگی رازها را شناخت و در روز قیامت نیز حقایق به وضوح مشخص نخواهند بود. او به نمادهایی مانند مور و ملک سلیمان اشاره می‌کند که نشان‌دهنده ناپایداری و دشواری در دست‌یابی به آنچه که درک نمی‌شود، هستند. شاعر می‌گوید که عشق و زیبایی معمولاً در ظاهر و وعده‌ها پنهان است و در واقعیت نمی‌توان به سادگی به آن‌ها دست یافت. همچنین اشاره می‌کند که در بیداری و هوشیاری نیز نمی‌توان به خوشی‌های واقعی دست پیدا کرد. در آخر به این نکته اشاره می‌کند که ما دامن تسلیم را به دست آورده‌ایم و دل‌خوشی‌های غم‌انگیز را در خود داریم. این شعر به نوعی حاکی از ناامیدی و تأمل در زندگی و عشق است.