نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن

همچو خون پنهان نمی ماند چو شد رنگین سخن

از تأمل می شود شایسته تحسین سخن

پیچ و تاب فکر سازد غنچه را رنگین سخن

هر که را آن غمزه خونریز در دل بگذرد

تا قیامت می تراود از لبش خونین سخن

سبزه نورس چسان آید برون از زیر سنگ؟

از لب لعلش برون آید به آن تمکین سخن

طوطیان را زنگ خواهد بست در منقار حرف

خوار گردد در نظرها گر به این آیین سخن

آهوی چین کاسه دریوزه سازد ناف را

گر ز زلف و کاکل او بگذرد در چین سخن

با کمال تیره روزی می شود عالم فروز

آه اگر می داشت شمعی بر سر بالین سخن

کوته اندیشی است میل چشم بینایی مرا

ورنه دارد در گره هر نقطه ای چندین سخن

تلخی ایام را صائب شکر در چاشنی است

طفل چون از شیر لب شوید، شود شیرین سخن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و هنر سخن گفتن اشاره دارد و بیان می‌کند که گفتار شیرین و اثرگذار هرگز پنهان نمی‌ماند. به نظر می‌رسد نگاه عمیق به موضوعات می‌تواند باعث خلق سخنان زیبا و جذاب شود. شاعر بیان می‌کند که هرکسی که احساسات عمیق و غم‌انگیز دارد، سخنانش به صورت خونین و تاثیرگذار خواهد بود. همچنین از مثال‌های طبیعی مثل سبزی جوان و طوطی‌ها برای نشان دادن قدرت و زیبایی سخن می‌پردازد و انتقاداتی به کثرت حرف‌های بی‌ارزش و همچنین اندیشه‌های سطحی دارد. در نهایت، بیان می‌کند که تلخی روزگار می‌تواند با بیان شیرین و هنرمندانه به شیرینی تبدیل شود.