نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۳۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن

ورنه آسان است پشت پای بر دنیا زدن

از سبکروحی اگر بر دل گذاری بار خلق

می توانی همچو کشتی سینه بر دریا زدن

می کشد سنگ انتقام خویش از آهن دلان

شد سر فرهاد شق از تیشه بر خارا زدن

از نصیحت منع کردن نیکخواهان را خطاست

از ادب دورست سوزن بر لب عیسی زدن

گر کنی در راستی استادگی، بی چشم زخم

می توان بر قلب لشکر چون علم تنها زدن

در گلستانی که می باید سراپا چشم شد

بخیه می باید مرا بر دیده بینا زدن

گر به دل خوردن شوی قانع درین مهمانسرا

می توان صائب به چرخ سفله استغنا زدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف چالش‌های زندگی و نحوه مواجهه با آن‌ها می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که مواجهه با مشکلات راحت نیست، اما با روحیه‌ای آزاد و پذیرا، می‌توان بر دشواری‌ها غلبه کرد. او به این نکته تأکید می‌کند که نصیحت نیک‌خواهان را نباید نادیده گرفت و عدم پایبندی به ادب و احترام بر روابط آسیب می‌زند. همچنین، با استقامت و صداقت می‌توان به موفقیت دست یافت و در شرایط سخت همچون یک قهرمان عمل کرد. در نهایت، شاعر به لزوم بصیرت و آگاهی در زندگی نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر با قناعت رفتار کنیم، می‌توانیم بر مشکلات فائق آئیم.