نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آب را بر باد ده، در چشم آتش خاک زن

فرد شو چون مهر تابان خیمه بر افلاک زن

تا به کی از هستی موهوم باشی در حجاب؟

ماه تابانی، گریبان کتان را چاک زن

تنگدستان را به دولت می رساند فال نیک

در گریبان سر چو دزدی، فال آن فتراک زن

اول از بدگویی مردم دهن را پاک کن

بعد ازان بر گوشه دستار خود مسواک زن

نشأه رندی و می با یکدگر زیبنده است

باده بی باک را با مردم بی باک زن

وحشی عشرت به آسانی نمی آید به دام

پنجه امیدواری در کمند تاک زن

دست و لب در چشمه آتش بشو چون آفتاب

بعد ازان خود را به قلب آب آتشناک زن

عدل را در وقت ظلم ای محتسب منظور دار

حد ما چون می زنی باری به چوب تاک زن!

چند صائب مرکز نه حلقه ماتم شوی؟

خیمه بیرون از مصیبت خانه افلاک زن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیه‌هایی در مورد زندگی و تلاش برای رسیدن به روشنایی و برطرف کردن موانع اشاره دارد. شاعر از شنونده می‌خواهد که به جای غم و ناامیدی، با فعالیت و امید تلاش کند. او به اهمیت رهایی از قید و بندهای ظاهری و جستجوی حقیقت اشاره می‌کند و بر زیبایی‌های زندگی تأکید می‌ورزد. همچنین، در شعر به لزوم تلاش برای تحقق عدالت و پذیرش واقعیت‌های زندگی پرداخته شده است. در نهایت، شاعر از مخاطب می‌خواهد که با عشق و امید به زندگی بپردازد و از زیبایی‌های آن بهره‌مند شود.