نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن

عیبجویان را به عیب خویشتن گویا مکن

بهر مشتی خون که خواهد خرج خاک تیره شد

لب به حرف خونبها چون خودفروشان وا مکن

تا نسازی دامن اطفال را خالی ز سنگ

از سواد شهر رو در دامن صحرا مکن

از خرد دورست مس کردن طلای خویش را

روی زرد خویش سرخ از باده حمرا مکن

تا نسازی جمع صائب دل ز زاد آخرت

پشت خود چون سالکان خام بر دنیا مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که از به خطر انداختن خود و دیگران پرهیز کند. او می‌گوید که نباید به افکار و دعوی‌های بی‌فایده بپردازد و همچنین از انتقاد کردن از دیگران پرهیز کند. شاعر تأکید می‌کند که باید از ایجاد دردسر برای خود و دیگران دوری کرد و نباید ارزش‌های خود را به خاطر مسائل دنیوی زیر سوال برد. او می‌خواهد که انسان‌ها به مسائل معنوی و آخرت توجه کنند و از وابستگی به دنیا خودداری نمایند. به طور کلی، این شعر به خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری در زندگی پرداخته است.