نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۸۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن

آفتاب خویش را مغلوب نیلوفر مکن

زیر گردون باش چندانی که جسمت جان شود

گندمت چون آرد شد در آسیا لنگر مکن

حق نمایی کار هر آیینه بی زنگ نیست

تا بود دل، روی در آیینه دیگر مکن

دام تزویرست خاموشی سگ گیرنده را

نفس اگر عاجز نماید خویش را باور مکن

مرگ چون مو از خمیرت می کشد آسان برون

ریشه محکم در دل فولاد چون جوهر مکن

لنگر بحر حوادث دل به دریا کردن است

سیر این دریای پر آشوب، بی لنگر مکن

سفله را با خود طرف کردن طریق عقل نیست

زینهار از ناکسان صائب شکایت سر مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با زبانی عاطفی و تعلیمی به مخاطب می‌گوید که باید از حجاب و تعصب‌ها فاصله بگیرد و حقیقت را بشناسد. او تأکید می‌کند که باید در زندگی واقعی و پرمشغله به خودشناسی دست یابد و در رویارویی با چالش‌ها به خود و قدرت درونی‌اش ایمان داشته باشد. شاعر از خطرات تزویر و فریبندگی سخن می‌گوید و به مخاطب هشدار می‌دهد که از خاموشی و سکوت در برابر نادرستی‌ها پرهیز کند. همچنین اشاره می‌کند که مرگ بخشی از زندگی است و نباید از آن هراس داشت. پیام کلی شعر این است که باید با آگاهی و هوشیاری در برابر مشکلات زندگی پیش رفت و از ارتباط با افراد نااهل خودداری کرد.