نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن

خشک مغزی در بهار جانفزای خط مکن

قطع پیوند محبت می کند مکتوب خشک

سرکشی با عاشقان در ابتدای خط مکن

می کند بیدار آب این سبزه خوابیده را

تیغ را از ساده لوحی آشنای خط مکن

چشم تا بر هم زنی این مور گردیده است مار

بی سبب تعجیل در نشو و نمای خط مکن

شعله خس می شود خامش به اندک فرصتی

تکیه بر حسن سبکسیر صفای خط مکن

از زبان بازی پریشان می شود زلف حواس

شانه را تا می توانی آشنای خط مکن

می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک

زلف را باز از سر خود از برای خط مکن

حکم نتوان بر فلک راندن به تقویم کهن

ناز بر صاحبدلان در انتهای خط مکن

از نزول آیه رحمت خجل گشتن خطاست

روی خود پنهان ز صائب از حیای خط مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به مضامین عشق و توجه به احساسات و زیبایی‌های زندگی اشاره دارد. شاعر هشدار می‌دهد که باید از قطع پیوندهای محبت و خشکی در نوشتار پرهیز کرد. بیان می‌شود که آب و زندگی باید بیدار و جاری باشد و نباید با عجله به دنبال نتایج باشیم. همچنین، تأکید بر لزوم حفظ لطافت و صفای ارتباطات انسانی و دوری از شباهت‌های کاذب و بی‌اعتنایی به زیبایی‌های طبیعی برجسته می‌شود. در نهایت، شاعر یادآوری می‌کند که نباید از رحمت و محبت الهی خجل شد و باید به این ارزش‌ها احترام گذاشت.