نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۳۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شمع را شب تیغ روشن از نیام آید برون

از سیاهی اختر پروانه شام آید برون

حسن کامل می شود در پرده شرم و حیا

از ته این ابر ماه نو تمام آید برون

سبزه می آید به دشواری برون از زیر سنگ

خط به تمکین زان لب یاقوت فام آید برون

می شود از آفتاب تند محشر خامسوز

از تنور خاک، نان هر که خام آید برون

از رهایی بیشتر باشد ز زندانش خطر

از تن خاکی چو جانی ناتمام آید برون

دیدن پنهان او نگذاشت در من زندگی

آه ازان روزی که این تیغ از نیام آید برون

نزل خاصان است صائب حرف شورانگیز عشق

از دو صد طوطی یکی شیرین کلام آید برون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی‌های عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر با تصاویری مانند شمع، اختر، و ماه، مفاهیم زیبایی، شگفتی و راز را منتقل می‌کند. او به اهمیت حیا و شرم در زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که گاهی زیبایی‌ها در پرده‌های پنهان هستند. همچنین، ذکر می‌شود که عشق می‌تواند در دل مشکلات و چالش‌ها ظهور کند، و در نهایت به این نکته می‌رسد که واقعیات زندگی و عشق، گاهی خطرناک و پیچیده هستند و ممکن است از دنیای پنهان خود بیرون بیایند. شاعر به آرزو برای روزی اشاره می‌کند که احساساتش آزاد شده و بیرون می‌آیند.