نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۴۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟

کبک کی از عهده شهباز می آید برون؟

نام شاهان از اثر در دور می ماند مدام

از لب جام جم این آواز می آید برون

می شود از سرزنش سوز محبت شعله ور

شمع روشن از دهان گاز می آید برون

از حوادث هر که را سنگی به مینا می خورد

از دل خونگرم ما آواز می آید برون

از جفای چرخ کجرو می شود دل صیقلی

زنگ از آیینه در پرداز می آید برون

یار دمسازی مگر چون نی به فریادم رسد

ورنه از یک دست کی آواز می آید برون

از جفای چرخ کجرو می شود دل صیقلی

زنگ از آیینه در پرداز می آید برون

یار دمسازی مگر چون نی به فریادم رسد

ورنه از یک دست کی آواز می آید برون؟

با عصایی لشکر فرعون را موسی شکست

سحر کی از عهده اعجاز می آید برون؟

چون برون آمد به عزت یوسف از زندان تنگ؟

حرف ازان لبها به چندین ناز می آید برون

آنچنان کز برگ گل بی پرده گردد بوی گل

بیشتر از پرده پوشی راز می آید برون

بی محرک می شود صائب سخنور نکته سنج

نغمه بی مضراب اگر از ساز می آید برون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و موضوعاتی نظیر عشق، رنج، و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر به تشبیهات مختلفی اشاره می‌کند تا بیان کند که چگونه عشق و دل شکستگی مانند زیبایی و موسیقی از دل برمی‌آید. او به تأثیراتی که عشق و درد بر قلب دارد اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه احساسات واقعی نمی‌توانند مخفی بمانند. همچنین به قدرت معجزه و تجلی زیبایی‌ها در زندگی با ذکر داستان‌هایی از تاریخ و اسطوره‌ها اشاره می‌شود. شاعر با به کارگیری کلمات زیبا و تصاویرشکرف مرتبط، به ما یادآوری می‌کند که احساسات ما همیشه وجود دارند و در نهایت به بیان درمی‌آیند.