نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر چه عشق به ظاهر خراب کرد مرا

ز روی گرم، پر از آفتاب کرد مرا

هنوز رنگ عمارت، نگار دستم بود

که ترکتاز حوادث خراب کرد مرا

به هیچ دلشده ای کار تنگ نگرفتم

چرا سپهر به قصر حباب کرد مرا؟

سرم همیشه ز کیفیت سخن گرم است

که جوش فکر، خم پر شراب کرد مرا

به خون گرم مکافات سوختم جگرش

اگر چه آتش سوزان کباب کرد مرا

خمش کن از سخن آتشین عنان صائب

که تاب شعله غیرت کباب کرد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیرات عشق و درد ناشی از آن است. شاعر بیان می‌کند که عشق او را خراب کرده و تحت تأثیر حوادث قرار گرفته، اما هنوز یاد خاطرات خوش او در دلش باقی مانده است. او به این نکته اشاره می‌کند که هیچ دلی را برای خود تنگ نکرده، اما زندگی و سرنوشت او را به بلایای مختلف دچار کرده است. همچنین، شاعر به احساسات شدید و دردهایی که به خاطر عشق و وفاداری تحمل می‌کند اشاره می‌کند و در نهایت می‌خواهد از گفتن احساساتش کمی آرام بگیرد، زیرا این اشتیاق و غیرت او را می‌سوزاند.