غزل شمارهٔ ۶۱۸۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
می از خود آورد بیرون ایاغ لاله رخساران
ازان پیوسته تر باشد دماغ لاله رخساران
دلیل گمرهان است آتش سوزنده در شبها
چراغی نیست حاجت در سراغ لاله رخساران
ز آه سرد روی آتشین را نیست پروایی
به روی صبح می خندد چراغ لاله رخساران
نظربازی کند هنگامه گرم آتش عذاران را
که تر گردد به یک شبنم دماغ لاله رخساران
ز خودداری نمی سازند کام خاکساران تر
اگر چه سرنگون باشد ایاغ لاله رخساران
نگه را دور باش شرم در بیرون در سوزد
ندارد هیچ کس رنگی ز باغ لاله رخساران
نمی باشد تهی پای چراغ از تیرگی صائب
سیاهی کم نمی گردد ز داغ لاله رخساران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت لالهها و اثراتش بر احساسات و رفتار انسانها میپردازد. شاعر از می و زیبایی لاله رخساران صحبت میکند و به آتششبها و نور چراغ اشاره میکند که در غیاب عشق و زیبایی، بیمعنا میشوند. همچنین، به عشق و دلباختگی و تأثیرات آن بر زندگی انسانها اشاره دارد. در نهایت، شاعر از عدم توانایی در کنترل احساسات و شرم در برابر زیبایی لالهها و غمهای ناشی از دوری عشق سخن میگوید.