نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۸۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نباشد لقمه ای بی خون دل بر خوان درویشان

نگردد خشک هرگز از قناعت نان درویشان

نریزند آبروی خویش بهر عمر جاویدان

که باشد آبرو سرچشمه حیوان درویشان

از ایشان جوی همت گر هوای سلطنت داری

که تاج و تخت باشد کمترین احسان درویشان

اگر چه دستشان کوتاهتر از آستین باشد

بود گوی فلک ها در خم چوگان درویشان

ز کوه قاف اگر باشد شکوه سلطنت افزون

پر کاهی ندارد وزن در میزان درویشان

سگ از همراهی اصحاب کهف از شیر مردان شد

مکن دست ارادت کوته از دامان درویشان

نباشد ذره ای نومید از احسانشان صائب

ازان گرم است چون خورشید دایم نان درویشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وضعیت درویشان و زندگی آنان اشاره دارد. در آن، بیان شده که درویشان هرگز به خاطر قناعت نان، نیازی به خون دل خوردن ندارند و آبرو برای آنان از هر چیزی اهمیت بیشتری دارد. شاعر می‌گوید که اگر کسی به سلطنت و قدرت می‌اندیشد، باید همت و احترام به درویشان را فراموش نکند، زیرا آنها در واقع دارنده ارزش‌های حقیقی هستند. حتی اگر درویشان از نظر مالی ضعیف باشند، لكن در توانایی و ظرفیت شخصیتیشان برتری دارند. این شعر تأکید دارد بر اینکه نباید از احسان و بخشش درویشان ناامید شد، زیرا محبت و نان آنها همچون خورشید دائمی است و مایه حیات است.