نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۸۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مکن آزادگان را جستجو از این و آن پنهان

که باشد از سبکباری پی این کاروان پنهان

ز دشمن روی می کردند پنهان پیش ازین مردم

شوند اکنون ز وحشت دوستان از دوستان پنهان

به من در پره حرف سخت می گوید ملامتگر

هما را می کند در لقمه نادان استخوان پنهان

ز رنگ چهره رسوا می شود وقت برون رفتن

تماشایی کند هر چند گل از باغبان پنهان

شود خواب گران از پرده های دیده رسواتر

نگردد مستی غفلت ز چشم مردمان پنهان

نباشد تاب دست انداز مردم ناتوانان را

ازان از دیده ها می گردد آن موی میان پنهان

دم آبی به کام دل نصیب کس نمی گردد

ازان گردید خضر از چشم شور تشنگان پنهان

ز کوه قاف رسوای جهان شد عاقبت عنقا

چسان ماند کسی صائب به این سنگ نشان پنهان؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دیدگاه‌های عمیق درباره انسان‌ها و روابط اجتماعی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که انسان‌های آزاد و مستقل از دیگران پنهان هستند و نمی‌توان به راحتی آن‌ها را شناخت. همچنین، ترس و وحشت مردم از یکدیگر به نوعی باعث پنهان شدن دوستی‌ها می‌شود. ملامت و انتقاد در میان انسان‌ها وجود دارد و گاهی حقیقت‌ها و احساسات واقعی زیر لایه‌هایی از دروغ و پنهان کاری مخفی می‌مانند. در نهایت، شاعر به عدم توانایی انسان‌ها در نشان دادن خود واقعی‌شان و پنهان شدن معانی عمیق از نگاه‌ها و برداشت‌های سطحی اشاره می‌کند. در کل، این شعر به مصنوعات اجتماعی و چهره‌های پنهان در انسان‌ها می‌پردازد.