نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۰۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به روی سخت نتوان گفتگو را دلنشین کردن

به همواری تلاش نام باید چون نگین کردن

نگردد صاحب شان هر که چون زنبور نتواند

به تلخی زیستن صد خانه را پر انگبین کردن

چو طوطی سبز شد بال و پرم از زهر ناکامی

به اندک تلخیی نتوان سخن را شکرین کردن

دم مرگ است رویش را به کام دل تماشا کن

ندارد در عقب خجلت نگاه واپسین کردن

عیار وحشت او را نمی دانم، همین دانم

که ایام حیات من سرآمد در کمین کردن

اگر افتاده ای را همچو مور از خاک برداری

به کیش من به است از طاعت روی زمین کردن

سزاوار ستایش نیستند این ناقص احسانان

برای نان جو نتوان زبان را گندمین کردن

فریب خضر خوردم شد شکار خار دامانم

درین وادی عنان چون برق بایست آتشین کردن

ندارد استخوان پهلوی من چون صدف چربی

نه آسان است صائب قطره را در سمین کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر ناگفته‌هایی از زندگی و دشواری‌های آن است. شاعر به این نکته اشاره دارد که برای داشتن گفتگویی دلنشین و شیرین، تلاش و کوشش باید وجود داشته باشد. او به تلخی‌های زندگی اشاره می‌کند و از تلاش برای شیرین کردن زندگی به رغم تلخی‌ها سخن می‌گوید. در ادامه، شاعر به زوال و مرگ می‌پردازد و از اینکه در لحظات پایانی زندگی باید بر زیبایی‌ها تمرکز کرد، یادآور می‌شود. او به ناامیدی‌های خود و شرایط سختش اشاره دارد و در نهایت از ناپایداری زندگی و سختی‌هایی که در مسیر دارد، شکایت می‌کند. به طور کلی، مضمون شعر به چالش‌های زندگی، تلاش برای شیرین کردن آن و واقعیت‌های تلخ آن متمرکز است.