نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۶۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باده با حوصله ما چه تواند کردن؟

تندی سیل به دریا چه تواند کردن؟

حمله شعله کجا و سپر موم کجا

توبه با ساغر و مینا چه تواند کردن؟

از صف آرایی ما عشق فراغت دارد

کثرت موج به دریا چه تواند کردن؟

عارف از داغ حوادث نکشد رو در هم

لاله با سینه صحرا چه تواند کردن؟

سرو از کشمکش باد خزان آزادست

با دل ما غم دنیا چه تواند کردن؟

کجی از طبع به تدبیر برون نتوان برد

شانه با زلف چلیپا چه تواند کردن؟

حسن کامل ز شبیخون گزند آزادست

چشم بد با ید بیضا چه تواند کردن؟

آسمان بیهده خم در خم صائب کرده است

کشتی شیشه به خارا چه تواند کردن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به قدرت و تأثیر غیرقابل کنترل چیزها بر دل و جان انسان اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویری همچون سیل، شعله و باد، نشان می‌دهد که نیروهای طبیعی و حوادث زندگی نمی‌توانند تأثیرات عمیق عاشقانه و انسانی را از بین ببرند. عشق و زیبایی قوی‌تر از مشکلات و چالش‌ها هستند و هیچ چیز نمی‌تواند آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که حتی با وجود سختی‌ها و چالش‌های زندگی، روح عشق و زیبایی همیشه پایدار و آزاد خواهد ماند.