نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آه با دیده اختر چه تواند کردن؟

دود با روزن مجمر چه تواند کردن؟

حسن فولاد بود گردن باریک اینجا

تیزی تیغ به جوهر چه تواند کردن؟

دل روشن چه غم از موج حوادث دارد؟

شورش بحر به گوهر چه تواند کردن؟

غفلت از دایره بی خبران بیرون است

خواب با دیده ساغر چه تواند کردن؟

کرد مغلوب، هوا عمر سبکسیر مرا

شمع با سیلی صرصر چه تواند کردن؟

بی قراران تو از کون و مکان بیرونند

گرد با مرغ سبک (پر) چه تواند کردن؟

رگ ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟

آستین با مژه تر چه تواند کردن؟

ناتوانان چه غم از موج حوادث دارند؟

بوریا با تن لاغر چه تواند کردن؟

دل خوبان به سخن نرم نگردد صائب

مور با سد سکندر چه تواند کردن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان ناتوانی‌ها و محدودیت‌های انسان در برابر حوادث و مشکلات زندگی می‌پردازد. او با استفاده از تمثیل‌هایی نظیر "آه با دیده اختر" و "دود با روزن مجمر" نشان می‌دهد که برخی خواسته‌ها و آمال انسانی، به رغم تلاش، در نهایت نمی‌توانند به واقعیت بدل شوند. همچنین، بیانگر این است که دل روشن و شاداب، برغم مشکلات و تلاطمات زندگی، بی‌خبر از غم‌ها می‌تواند باشد. شاعر به ضعف‌ها و ناتوانی‌های انسانی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که انسان‌ها در برابر قضا و قدر و سختی‌ها چه اندازه آسیب‌پذیرند. در نهایت، او با اشاره به اینکه دل خوبان با سخن نرم نمی‌شود، به قدرت و تأثیر محدود انسان در مقابل شرایط و پیش آمدهای بزرگ زندگی اشاره می‌کند.