نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۷۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پرده عیب جهان است نظر پوشیدن

گل بی خار شود خار ز دامن چیدن

تا قیامت نرود لذت دیدار از دل

این گلی نیست که پژمرده شود از چیدن

هر که را جاذبه شوق کند استقبال

نیست ممکن که به دنبال تواند دیدن

برمدار از لب خود مهر خموشی ز نشاط

که دو لب تیغ دو دم می شود از خندیدن

شب عیدی است که آبستن روز سیه است

دیدنی را که به دنبال بود وادیدن

پنبه در گوش نه، آسوده شو از مکروهات

که شود خیر خبرها همه از نشنیدن

از دو سر عدل ترازوی گران تمکینی است

که نرنجاند و نرنجید ز رنجانیدن

به زبان نرم نگردد دل چون آهن بخل

نشود سد سکندر تنک از لیسیدن

چشم من تر نشد از اشک ندامت، هر چند

توتیا شد قلم پای من از لغزیدن

نکند هیچ کس از راست روی ها نقصان

راه خوابیده به منزل رسد از خوابیدن

تو ز کوته نظری طالب فریاد رسی

ورنه فریادرسی نیست به از نالیدن

چون پر کاه بود در نظر عفو سبک

گنهی را که به میزان نتوان سنجیدن

نشد از دل گرهی باز مرا همچو جرس

عمر من گرچه سر آمد همه در نالیدن

از اجل خواب گرانی که ترا در پیش است

از بصیرت نبود شب همه شب خوابیدن

خامشی مایه هستی است که غواص گهر

سالم از بحر برآید به نفس دزدیدن

گر به دیدن شوی از دست درازی قانع

می توان از گل ناچیده چه گلها چیدن

عاقبت بین ز تنعم غرضش جانکاهی است

ماه را چشم به کاهش بود از بالیدن

زیر تیغی که ز سرچشمه خضرست آبش

صائب از بی جگری هاست به جان لرزیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی معضلات و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون گل و خار، به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی دنیا همیشه همراه با درد و رنج است. او همچنین به لذت‌های دیدار و شوق عاشقانه اشاره می‌کند و گریزی به مشکلات و بی‌توجهی انسان‌ها به حقیقت می‌زند. خاموشی و عدم شنیدن حقیقت‌ها را به عنوان راهی برای رهایی از مکروهات معرفی می‌کند و تأکید می‌کند که نیکوکاری و صداقت باید در کارهایمان دیده شود. در نهایت، شاعر به کوچک بودن گناه در برابر رحمت و عفو اشاره می‌کند و بر لزوم آگاهی از گذر عمر و جدی گرفتن زندگی تأکید می‌ورزد.