نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۸۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن

خاطر مور به دست آر و سلیمانی کن

ای که در آتشی از درد سر آزادی

چندی از چوب قفس صندل پیشانی کن

ای صبا بلبل ما ذوق تماشا دارد

غنچه را یک ته پیراهن عریانی کن

گفتمت صائب ازان زلف ببر، نشنیدی

این زمان دست در آغوش پریشانی کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی همچون آسودگی و تماشای زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از خاک و ساده‌زیستی صحبت می‌کند و می‌خواهد مخاطب به مانند مورچه‌ای با فکر و ذکاوت باشد. او به چالش‌های آزادی و دردهایی که انسان‌ها متوجه آن هستند، اشاره می‌کند. همچنین به زیبایی‌های طبیعی مانند بلبل و غنچه پرداخته و دعوت می‌کند تا زیبایی‌ها را درک کنیم. در نهایت، شاعر به نوعی از بی‌نظمی و پریشانی در احساسات اشاره می‌کند.