نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۰۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هلال سیل فنایند خانه پردازان

به آب و گل نکنند التفات خودسازان

صبور باش به ناسازگاری ایام

که خار پیرهن عالمند ناسازان

درین نشیمن خاکی به چشم بسته بساز

که وقت صید گشایند چشم شهبازان

مشو چو طرف کلاه از شکست خود غافل

که هست خودشکنی زینت سرافرازان

نمی توان گهر از عقد سر به مهر ربود

شمرده گوی سخن در حضور غمازان

بلند و پست جهان قابل عداوت نیست

ز امتیاز مدر پرده هم آوازان

چنان که پای چراغ از چراغ شد تاریک

دلم سیاه شد از صحبت سرافرازان

در آن ریاض که صائب سخن طراز شود

زنند مهر به لب جمله نغمه پردازان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به نکاتی دربارهٔ زندگی و چالش‌های آن اشاره می‌کند. او به این مسأله اشاره می‌کند که نباید به ظاهرسازی‌ها و خودباختگی‌ها توجه کرد و باید صبور بود. در دنیای پر از ناپایداری‌ها و مشکلات، انسان باید از خودآزاری بپرهیزد و به سرافرازی خود ادامه دهد. او همچنین به این نکته تأکید می‌کند که انسان‌ها نباید از شکست‌ها ناامید شوند و باید در مواقع دشوار، با دید بسته و ایمان به پیش بروند. در نهایت، شاعر می‌گوید که در دنیای دوستی و دشمنی، باید آگاه بود که تعلقات و تفاوت‌ها می‌تواند باعث سردرد و تاریکی دل شود.