نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۶۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیش قضای حق دم چون و چرا مزن

در بحر بی کنار عبث دست و پا مزن

تا در دل تو داعیه اعتراض هست

خاموش باش و دم ز مقام رضا مزن

کوته شود زبان ملامت ز احتیاط

با دیده گشاده قدم بی عصا مزن

سهل است ناامید ز بیگانگان شدن

با جان پر امید در آشنا مزن

در آتش است نعل سفر رنگ و بوی را

دامن گره به دامن این بی وفا مزن

در خاک کن نهان قلم استخوان من

آتش به دفتر پر و بال هما مزن

مجنون گرفت دامن محمل به دست صبر

بیهوده قطره در طلب مدعا مزن

صائب کباب شد دل عالم ز ناله ات

در پرده بیش ازین سخن آشنا مزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ما یادآوری می‌کند که در برابر سرنوشت و قضاوت الهی نباید اعتراض کنیم. باید در آرامش باشیم و به مقام رضا راضی شویم. زندگی پر از چالش‌هاست و نباید درگیر ملامت و ناامیدی شویم. همچنین، نباید به بدعهدی دیگران دل ببندیم و باید درک کنیم که برخی مسائل قابل حل نیستند. درد و رنج را باید تحمل کرد و به تقدیر الهی تسلیم بود. به طور کلی، شاعر ما را به صبوری، امید و عدم نارضایتی از شرایط زندگی دعوت می‌کند.