نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۸۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیش از وصال، ترک تمنای خام کن

تا گل نیامده است علاج ز کام کن

در همت از عقیق فرومایه کم مباش

تن در خراش دل ده و تحصیل نام کن

بردار اگر کشند ملامتگران ترا

بر خود به صبر، روضه دارالسلام کن

چیزی اگر طلب کنی از خلق، می طلب

دستی اگر دراز کنی پیش جام کن

ما نیم مست و نرگس ساقی است نیمخواب

از نیم شیشه عشرت ما را تمام کن

چشمت اگر به دولت بیدار می پرد

بر چشم خویش خواب فراغت حرام کن

قانع مشو به دولت ده روزه جهان

از نام نیک، دولت خود مستدام کن

هر نقش پای، گرده خورشید عارضی است

در پیش پای خویش ببین و خرام کن

هر چند نیست صید ترا رتبه قبول

بال شکسته ناخنه چشم دام کن

صائب سری بکش به گریبان بیخودی

گلگون فکر خویش ثریا خرام کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نکات مهمی در زندگی و احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر ابتدا توصیه می‌کند که قبل از رسیدن به وصال یا عشق، باید از آرزوهای بی‌اساس دست برداریم. او به این نکته تأکید می‌کند که برای دستیابی به نام نیک و اعتبار، باید تلاش کنیم و در برابر مشکلات صبر و استقامت نشان دهیم. همچنین به اهمیت قناعت و عدم وابستگی به دنیا و مادیات اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید به نعمت‌های زودگذر جهان قانع شویم. شاعر در نهایت بر ارزش خودآگاهی و تلاش برای رشد درونی تأکید می‌کند و می‌خواهد که انسان از زیبایی‌ها و فرصت‌های زندگی بهره‌برداری کند و با اعتماد به نفس مسیر خود را ادامه دهد.