نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۳۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان

در ملک بی نشانی خود را به نام گردان

کار جهان تمامی هرگز نمی پذیرد

پیش از تمامی عمر خود را تمام گردان

سودای آب حیوان بیم زیان ندارد

عمر سبک عنان را صرف مدام گردان

در یک جهان مکرر نتوان معاش کردن

خود را جهان دیگر از یک دو جام گردان

از صحبت لئیمان چون برق و باد بگریز

اوقات چون گرامی است صرف کرام گردان

از بندگی به شاهی راهی است چون کف دست

آزاده ای چو یابی خود را غلام گردان

چون دور هستی ما ساقی به آخر آید

بر گرد باده ما را چون خط جام گردان

یک نیم مست مگذار ساقی درین خرابات

هر ماه نو که سر زد ماه تمام گردان

دست از رکاب همت کوته مکن چو صائب

نه توسن فلک را با خویش رام گردان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به اهمیت زندگی و استفاده بهینه از زمان و فرصت‌ها اشاره دارد. شاعر از خواننده می‌خواهد که خواب راحت را بر خود حرام کند و در دنیای بی‌نشانی خود، به دنبال معنا و مقصد باشد. او تأکید می‌کند که زندگی همیشه به پایان نمی‌رسد و باید از عمر خود به بهترین شکل استفاده کرد. شاعر به سودای آب حیات اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که ترس از ضرر باید انسان را به تلاش بیشتر ترغیب کند. همچنین بر این نکته تأکید دارد که انسان نمی‌تواند در این جهان مکرر زندگی کند و باید از فرصت‌ها بهره‌برداری کند. پس از آن به اهمیت فرار از افراد بد و صرف وقت در کارهای ارزشمند تأکید می‌کند. شاعر به روح آزادگی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید با شجاعت مسیر زندگی را پیمود. همچنین، او بر لزوم زندگی با نشاط و غنیمت شمردن هر لحظه تأکید دارد و در نهایت به ضرورت کوشش و همت در زندگی اشاره می‌کند.