نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نافه چین را گریبان پاره سازد موی تو

بوی پیراهن گره بندد به دامن بوی تو

گرچه از رخسار گلگون نوبهار عالمی

می زند بر سینه سنگ آتش ز دست خوی تو

تا چها با خون گرم لاله حمرا کند

خار بن را نافه چین می کند آهوی تو

چشم حیرت وام می گیرد ز طوق قمریان

سرو در وقت خرام قامت دلجوی تو

تا نفس دارد نمی افتد به فکر بازگشت

هر که از خود می دود بیرون به جست و جوی تو

زیر دیوار خجالت معتکف گردیده است

قبله اسلام از شرم خم ابروی تو

نقش را بر آب در آتش بود نعل سفر

حیرتی دارم که چون استاد خط بر روی تو

گر به سهو از غنچه و گل بالش و بستر کنی

می شود نیلوفری از بوی گل پهلوی تو!

چون نگردد صائب از کیفیت حسنت خراب؟

می شود میگون لب ساغر ز گفت وگوی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخصی می‌پردازد که با عشق و شیدایی به تصویر کشیده شده است. شاعر به بویی حاکی از عشق و زیبایی اشاره می‌کند که در پیراهن و موی معشوق جلوه‌گری می‌کند. او از تأثیر چهره و قامت معشوق بر دل و جان خود سخن می‌گوید و اینکه هر کس به دنبال او می‌دود، به خاطر جذابیت و شوق و حرارتی است که در برابر او احساس می‌کند. همچنین، شاعر به احساس شرم و خجالت در برابر زیبایی معشوق و راز و رمزهای عشق اشاره می‌کند و از حیرت خود از طرز بیان معشوق و تاثیر او بر دیگران و خود سخن می‌گوید. در کل، این شعر تجلی عشق و زیبایی‌ست که به صورت عمیق و شاعرانه بیان شده است.