نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رزق ما نظاره خشکی است از بالای سرو

وقت قمری خوش که بر سرمی کشد، مینای سرو

در گلستانی که شمشاد تو آید در خرام

سبزه خوابیده گردد قامت رعنای سرو

طوق قمری می کند این جمع را گردآوری

ورنه می پاشد به یک ساعت ز هم اجزای سرو

از نظربازان شود حسن نکویان دیده ور

نیست غیر از طوق قمری دیده بینای سرو

طوق قمری چون خط پیمانه می آید به چشم

می کند از بس تراوش نشأه از مینای سرو

مردم آزاده را عین الکمالی لازم است

نیل چشم زخم روی سرو باشد پای سرو

نیست در سر در هوایان قرب نیکان را اثر

برنمی آید به آب روشن از گل پای سرو

تیر را از بال و پر بی رحمی افزون می شود

از هجوم قمریان افزود استغنای سرو

بیخودان از جستجو در وصل فارغ نیستند

قمری از حیرت همان کوکو زند در پای سرو

جامه بسیار، دارد کهنگی در آستین

تازه باشد چار موسم جامه یکتای سرو

نیستند آزادگان فارغ ز شست و شوی دل

در کنار آب باشد بیش صائب جای سرو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و خصوصاً درخت سرو و پرنده قمری پرداخته است. در این توصیف، سرو به عنوان نماد زیبایی و کمال معرفی می‌شود و قمری نیز به عنوان یکی از همراهان طبیعی آن. در هر بخش، شاعر به تمجید از جلوه‌های زیبایی طبیعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این زیبایی‌ها با یکدیگر در تعامل هستند. همچنین، به نکات فلسفی درباره آزادی و خلوص دل اشاره می‌شود و بر اهمیت زیبایی و کمال در زندگی انسان تأکید می‌شود. در نهایت، شعر یادآور این است که زیبایی‌های طبیعی می‌توانند مایه آرامش و تأمل انسان‌ها باشند.