نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵۲۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو

مرا ازین چه که عالم خراب شد هر دو؟

دو مصرع است دو زلف که از بیاض عارض او

که بهر مشق جنون انتخاب شد هر دو

فغان که جوهر شمشیر یار و موی میان

یکی به کشتنم از پیچ و تاب شد هر دو

مدار دست ز دامان دل که کعبه و دیر

ز سیل عشق مکرر خراب شد هر دو

مرا ز دیده و دل بود چشم بیداری

به یک فسانه غفلت به خواب شد هر دو

دریغ و درد که عصیان ما و طاعت ما

یکی شمرده به روز حساب شد هر دو

مکن ملاحظه از مردمان که دیده من

تهی چو حلقه چشم رکاب شد هر دو

چه طرف بستم ازان روی آتشین صائب؟

جز این که چشم و دل من پر آب شد هر دو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به حالتی از عشق و جدایی اشاره می‌کند که در آن دل و دیده‌اش از معشوق کامیاب شده‌اند اما جهانش خراب شده است. او به زیبایی یار و زلف او می‌پردازد و از تأثیرات عشق و جنون صحبت می‌کند. همچنین از غفلت و خواب غفلت یاد می‌کند که سبب شده تا عشقش را از دست بدهد و به عصیان و طاعت خود اشاره می‌کند که هر دو به یک شکل ارزیابی می‌شوند. در پایان، شاعر از سرنوشت و حالتی که بر او اثر گذاشته، ناله می‌کند و به عدم توجه به نظرات دیگران اشاره می‌کند. در مجموع، این شعر به تضادهای عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان می‌پردازد.