نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵۲۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز جلوه های صنوبرقدان ز راه مرو

نگاهداری دل کن، پی نگاه مرو

دل دو نیم نداری به گوشه ای بنشین

به لافگاه محبت به یک گواه مرو

به تیغ بازی امواج برنمی آیی

حباب وار درین بحر با کلاه مرو

چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک

نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو

ز چشم نرمی دشمن فریب عجز مخور

دلیر بر سر این آب زیر کاه مرو

سپاه غیرت حق با شکستگان یارست

چو فتح روی دهد از پی سپاه مرو

زمین وقف دل زنده را به خاک کند

اگر ز زنده دلانی به خانقاه مرو

مرا ز خضر طریقت نصیحتی یادست

که بی گواهی خاطر به هیچ راه مرو

سزای توست تپیدن به خاک و خون صائب

نگفتمت پی آن ترک کج کلاه مرو؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق می‌خواهد که از جذابیت‌های فریبنده دوری کند و دلش را صرف تماشای زیبایی نکند. او به معشوق یادآوری می‌کند که دلش را نباید به دو نیم کند و در عشق گواهی هر کسی را نگیرد. شاعر از او می‌خواهد که در برابر مشکلات و چالش‌ها، شجاع باشد و به راحتی تسلیم نشود. او به معشوق هشدار می‌دهد که نباید فریب ظاهر را بخورد و بر روی مشکلاتی که خطرناک هستند، پا نگذارد. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که باید در راه حق و حقیقت با بصیرت و شجاعت پیش برود و از هرگونه گمراهی و سستی پرهیز کند.