نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵۸۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته

ز دریا می کشد صیاد دام آهسته آهسته

به مغرب می تواند رفت در یک روز از مشرق

گذارد هر که چون خورشید گام آهسته آهسته

به همواری بلندی جو که تیغ کوه را آرد

به زیر پای، کبک خوشخرام آهسته آهسته

ز تدبیر جنون پخته کار عقل می آید

که مجنون آهوان را کرد رام آهسته آهسته

مشو از زیردست خویش ایمن در زبردستی

که خون شیشه را نوشید جام آهسته آهسته

خیال نازک آخر می فروزد چهره شهرت

مه نو می شود ماه تمام آهسته آهسته

دلی از آه می گفتم شود خالی، ندانستم

که پیچد بر سراپایم چو دام آهسته آهسته

به شکرخند ازان لبهای خوش دشنام قانع شو

که خواهد تلخ گردید این مدام آهسته آهسته

اگر چه رشته از بار گهرپیچان و لاغر شد

کشید از مغز گوهر انتقام آهسته آهسته

اگر نام بلند از چرخ خواهی صبر کن صائب

ز پستی می توان رفتن به بام آهسته آهسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تدریج اشاره می‌کند که دستیابی به اهداف و خواسته‌ها نیازمند صبر و تلاش تدریجی است. از طریق تمثیل‌هایی مانند صیاد، حرکت خورشید و خواندن با توجه به طبیعت و زندگی، نشان می‌دهد که پیشرفت و کارهای بزرگ نیاز به زمان و آرامش دارند. همچنین به خطرات غفلت و خودبینی در مقابل توانایی‌های دیگران هشدار می‌دهد و تأکید می‌کند که زیبایی و خوشی‌ها نیز ممکن است به تلخی بگرایند. در نهایت، بر اهمیت صبر و تلاش در رسیدن به موفقیت تأکید می‌شود.