نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶۱۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز بس لب تو به ابرام می دهد بوسه

به کام تلخی دشنام می دهد بوسه

چو جام پشت لب یار تا ز خط شد سبز

به هر لبی چو لب جام می دهد بوسه

چگونه پای تو بوسم، که آفتاب ترا

به ترس و لرز لب بام می دهد بوسه

به جای نقل دهد بوسه شب حریفان را

به من لبی که به پیغام می دهد بوسه

کباب طالع پروانه ام که شمع او را

به جای نامه و پیغام می دهد بوسه

هوس به آب رسانید لعل یار و هنوز

حجاب عشق به پیغام می دهد بوسه؟

لبش به باده کشی نیست آنقدر مایل

به رغم من به لب جام می دهد بوسه

ز جبهه اش چو مه عید نور می بارد

لبی که بر رخ گلفام می دهد بوسه

به هر که می رسد امروز آن لب میگون

چو جام باده به ابرام می دهد بوسه

ز دانه طایر وحشی کی آرمیده شود؟

به دل رمیده چه آرام می دهد بوسه؟

لب مرا ز زمین بوس خویش منع مکن

که عمرهاست سرانجام می دهد بوسه

به طرح بوسه به اغیار می دهد صائب

به من لبی که به پیغام می دهد بوسه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و تاثیر بوسه‌ها بر روابط انسانی است. شاعر با بیان تصاویری زیبا از بوسه‌ها، احساسات عمیق و خواسته‌های عاشقانه خود را تبیین کرده است. بوسه‌ها نه تنها به عنوان نشانه‌ای از محبت و ارادت بلکه به عنوان ابزاری برای انتقال پیام‌های عاطفی و دلنشین معرفی می‌شوند. شاعر همچنین به تضاد میان لطافت بوسه و تلخی دشنام‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و زیبایی می‌تواند در دنیای سختی‌ها و چالش‌ها همچنان جلوه‌گر باشد. در نهایت، او از محبوب خود می‌خواهد که بوسه‌هایش را صرف دیگران نکند و فقط به او بدهد.