نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۹۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا رخ از باده گلرنگ برافروخته‌ای

جگر لاله‌عذاران چمن سوخته‌ای

نیست صیدی که دلش زخمی مژگان تو نیست

گرچه از شرم و حیا باز نظر دوخته‌ای

می‌توانی به نگاهی دو جهان را دل داد

اینقدر دل که تو بر روی هم اندوخته‌ای

مژه در دیده نظارگیان خواهد سوخت

این چراغی که تو از چهره برافروخته‌ای

سوزنی نیست که در خرقه ما نشکسته است

چه نظر بر دل صد پاره ما دوخته‌ای؟

می‌شود کار دو عالم چو به یک شیوه تمام

اینقدر شیوه تو از بهر چه آموخته‌ای؟

من کجا هجر کجا، ای فلک بی‌انصاف

به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای!

می‌دهد بوی دل سوخته صائب سخنت

می‌توان یافت درین کار نفس سوخته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر از تاثیرات شگرف نگاهی از محبوب صحبت می‌کند که می‌تواند دو جهان را تحت تاثیر قرار دهد. او به حسرت و درد ناشی از عشق اشاره می‌کند و به وضوح بیان می‌کند که دل عاشق به شدت داغ و سوخته است. در ادامه، شاعر به سوزش مژه‌ها و دل‌پریشان عشاق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که زیبایی معشوق، دل‌ها را مجروح و آتشین می‌کند. به‌طور کلی، این شعر به شدت تحت تأثیر عشق و زیبایی معشوق است و نشان‌دهنده عمق احساسات شاعر می‌باشد.