نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

در نشاط و خرمی، غافل نمی‌جوید سبب

زعفران حاجت نباشد خندهٔ تصویر را

نفسِ قابل را دمِ گرمی به اصلاح آورد

راست سازد گوشهٔ چشمی به یکدم تیر را

لال خواهی خصم را، گردآوری‌‌ کُن خویش را

کاین سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

گردنِ رعنا غزالان را کند خط چربِ نرم

نی به ناخن می‌کند مورِ ضعیفی شیر را

نیست مجنونِ مرا پروایی از بندِ گران

آب سازد آتشِ سودای من زنجیر را

روی خاک از سایهٔ دستش نگارین گَشته بود

پیشتر زان کز نیام آرد برون شمشیر را

چرب‌نرمی کن که بارانِ ملایم می‌کند

چون گلِ بی‌خار صائب خارِ دامنگیر را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف شخصیت‌ها و مفاهیم مختلف می‌پردازد. زاهد شیاد با ابزار دروغین و فریب به دنبال خدمت به جامعه است، در حالی که در شادی و نشاط به دنبال علت نرفته است. شخصیت‌هایی همچون غزالان و شیران نماد زیبایی و قدرت را به تصویر می‌کشند. شاعر به نقش نفس و تغییرات آن اشاره دارد و به قدرت محبت و عشق اشاره می‌کند که حتی زنجیرها را هم آب می‌کند. در نهایت، اشاره به لطافت و مهربانی نشان‌دهنده این است که نرمی و ملایمت می‌تواند تأثیرات مثبت بر زندگی داشته باشد. شعر در مجموع از تفکر عمیق درباره شخصیت‌های انسانی و تأثیرات آنها بر یکدیگر سخن می‌گوید.