نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۱۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟

چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی

خلوت گور ترا جنت دربسته شود

گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی

صد در فیض به روی تو گشایند از غیب

سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی

می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور

گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی

مشت خونی که بود حق سرشک سحری

چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟

رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت

حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی

در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید

پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی

تو که از دیدن گل می روی از خود صائب

به ازان نیست که از دور به نکهت سازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تامل دربارهٔ مسایل معنوی و روحانی می‌پردازد. شاعر از خواب گران و غفلت افراد از حقیقت و دولت‌سازی درون سخن می‌گوید و از اهمیت بیداری و تلاش برای خوب زیستن یاد می‌کند. او به تنهایی و عزلت اشاره دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که اگر کسی به خود بپردازد و درونش را بسازد، درهای فیض و رحمت به روی او گشوده می‌شود. عنصر قناعت و رضایت از زندگی نیز در شعر مطرح است و شاعر به زیبا شدن و تقدس پیدا کردن انسان در قیامت اشاره می‌کند. در نهایت، او به تنگ‌نظری و قربانی کردن خود برای همنشینی با زیبایی‌ها و معانی عمیق‌تر زندگی اشاره دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید از خودشناسی و ارتباط با حقیقت غافل نشود.