غزل شمارهٔ ۶۸۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فصل بهار کرد مصور بهشت را
پر حور ساخت عالم خاکی سرشت را
هر موج سبزه صیقل زنگ کدورت است
از کف درین دو هفته مده طرف کشت را
هر شاخ خشک میدهد از جوی شیر یاد
نقد از شکوفه کرد بهاران بهشت را
شبنم نکرد داغ دل لاله را علاج
نتوان به گریه شست خط سرنوشت را
از باده میپرست ندارد نظر به ظرف
صائب چسان ز کعبه شناسد کنشت را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به زیباییهای بهار اشاره شده است. شاعر میگوید که بهار بهشت را تجلی بخشیده و دنیا را پر از زیبایی کرده است. هر بذر سبزه که در دل خاک دارد به پاکی و شادی نزدیک میشود. شکوفهها یادآور بهشت و طراوت زندگی هستند. اما گل لاله، به رغم زیباییاش، درد دل خود را با گریه نمیتواند درمان کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که دلبستن به مادیات، انسان را از شناخت زیباییهای واقعی دور میکند.