نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۹۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای

برخاست شور حشر و تو کاهل نشسته ای

در وادیی که برق خورد نیش کاهلی

از غفلت آرمیده چو منزل نشسته ای

نیلوفر سپهر به خون تو تشنه است

ای لاله شکفته چه غافل نشسته ای

خضر رهی و پشت به دیوار داده ای

آیینه ای، چه سود که در گل نشسته ای

بر چهره ات چگونه در فیض وا شود؟

آخر کدام شب به در دل نشسته ای؟

در کعبه ای و پشت به محراب کرده ای

هم محملی به لیلی و غافل نشسته ای

چندین هزار مرحله می بایدت برید

تا روشنت شود که به منزل نشسته ای

این آن غزل که فیضی شیرین کلام گفت

در دیده ام خلیده و در دل نشسته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع غفلت و بی‌تحرکی انسان اشاره دارد. شاعر از کسانی انتقاد می‌کند که در حالت خواب و غفلت زندگی می‌کنند و فرصت‌های ارزشمند را از دست می‌دهند. او به تصویرسازی‌های مختلفی مانند نیلوفر، خضر و کعبه می‌پردازد تا نشان دهد که در حالی که زندگی در حال گذر است، فرد در حالتی ساکن و بی‌عمل نشسته است. شاعر به خواننده یادآوری می‌کند که برای رسیدن به مقصد و بهره‌برداری از زندگی، باید از این کاهلی دست بردارد و حرکت کند. در نهایت، او به زیبایی کلام خود اشاره می‌کند و می‌گوید که این غزل حاوی پیام‌های عمیقی است که باید مورد توجه قرار گیرد.