نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای

آغوش باز در ره سیلاب کرده ای

در جستجوی ماهی سیمین لباس او

تن را درین محیط چو قلاب کرده ای

چون طفل، گوش هوش به افسانه داده ای

در رهگذار سیل فنا خواب کرده ای

درگاه خلق را به خدا برگزیده ای

بتخانه را تصور محراب کرده ای

چون ابر، دامن از کف دریا کشیده ای

دل در هوای وصل گهر آب کرده ای

از صحبت هدف ز هواهای مختلف

قطع نظر چو ناوک پرتاب کرده ای

دست از جهان بشوی، چه فارغ نشسته ای؟

صائب ترا که هست دل آب کرده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شاعرانه به بررسی هویت و موجودیت انسان می‌پردازد. شاعر در جستجوی خود، به تشبیهاتی می‌پردازد که نشان‌دهنده‌ی تلاقی انسان با دنیای معنوی و مادی است. او به اعمال انسان که به نوعی در جستجوی حقیقت و زیبایی است اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه انسان در پی وصال و شناخت عمیق‌تر از خود و هستی، از دستاوردها و خواهش‌های دنیوی می‌گذرد. در نهایت، فرد باید دست از تعلقات دنیوی بشوید و به جستجوی معنای واقعی و الهی زندگی بپردازد.