نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۱۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شمع طور از آتش حسنت زبانه‌ای

عالم به دور زلف تو زنجیرخانه‌ای

شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت

زین بیشتر چگونه کند سعی، دانه‌ای؟

از هر ستاره چشم بدی در کمین ماست

با صدهزار تیر چه سازد نشانه‌ای؟

چون سر برون برد به سلامت سپند ما؟

زین بحر آتشین که ندارد کرانه‌ای

چون باد صبح رزق من از بوی گل بود

مرغ قفس نیم که بسازم به دانه‌ای

عاشق کسی بود که درین دشت آتشین

پروانه‌وار خوش نکند آشیانه‌ای

ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریده‌اند

چون نی نمی‌زنم نفس بی‌ترانه‌ای

صائب فسرده‌ایم، بیا در میان فکن

از قول مولوی غزل عاشقانه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذبه یک معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری زیبا، عشق و دلبستگی خود را به معشوق بیان می‌کند. او معشوق را همچون شمعی درخشان و زنجیر کننده دل‌ها می‌داند و به تأثیر او بر جهان اطرافش اشاره می‌کند. در ادامه، شاعر از چالش‌ها و سختی‌های عشق سخن می‌گوید و به نشانه‌های زیبا و خطراتی که در راه عشق وجود دارد، اشاره می‌کند. او همچنین به آرزوهای ناکام و حسرت خود در عشق اشاره می‌کند و در نهایت، از مولوی الهام می‌گیرد تا عمق احساساتش را بهتر بیان کند.