نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای جان به قید گنبد خضرا چگونه‌ای؟

ای باده در شکنجه مینا چگونه‌ای؟

ای شبنم بهشت که خورشید داغ توست

از اشتیاق عالم بالا چگونه‌ای؟

ای لاله‌ای که چشم به صحرا گشوده‌ای

زیر سیه گلیم سویدا چگونه‌ای؟

ای باده‌ای که خم ز تو بشکافت چون انار

در قید شیشه خانه دل‌ها چگونه‌ای؟

ای شیشه‌ای که سایه گل بر تو سنگ بود

در زیر دست حمله خارا چگونه‌ای؟

ای باد خوش‌خرام که گل سینه‌چاک توست

در کوچه بند زلف چلیپا چگونه‌ای؟

ای شعله‌ای که طور سپند فروغ توست

در مجمر شکسته دل‌ها چگونه‌ای؟

ای شاهباز دامن صحرای لامکان

در تنگنای بیضه دنیا چگونه‌ای؟

ای برق خانه‌سوز که نعلت در آتش است

در تابخانه جگر ما چگونه‌ای؟

ای قطره از جدایی قلزم چه می‌کنی؟

ای موج بی‌کشاکش دریا چگونه‌ای؟

دریا ز انتظار تو بر خاک می‌تپد

ای قطره از جدایی دریا چگونه‌ای؟

صائب جواب آن غزل مولوی است این

کای گوهر فزوده ز دریا چگونه‌ای؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف و ستایش زیبایی‌ها و جذابیت‌های مختلف می‌پردازد. او با استفاده از تشبیهات و استعارات، از موجوداتی مانند باده، لاله، شبنم بهشت و باد سخن می‌گوید و حال و هوای آن‌ها را جویا می‌شود. این افراد و عناصر طبیعی، به نوعی نماد عشق، زیبایی و اشتیاق هستند. شاعر سپس به ارتباط این زیبایی‌ها با عالم بالا و انتظاراتی که از آن‌ها دارد، اشاره می‌کند و به نوعی در جستجوی حقیقت و معرفت است. در نهایت، او با ذکر تأثیر جدایی و شوق دریا از قطره، به عواطف عمیق انسانی و جستجوی اتصال به معشوق اشاره می‌کند.