نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۷۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از بس که خوش عنان است سیلاب زندگانی

خار و خسی است پیشش اسباب زندگانی

از سرگذشتگان را در عالم شهادت

تیغ خم تو باشد محراب زندگانی

چون آب زندگانی در ظلمت است پنهان؟

دل را سیه نسازد گر آب زندگانی

جان هواپرستان با باد همعنان است

باشد حباب کم عمر در آب زندگانی

تا از کتان هستی یک رشته تاب باقی است

در زیر ابر باشد مهتاب زندگانی

در بحر نیستی بود آسوده کشتی ما

سرگشته ساخت ما را گرداب زندگانی

غیر از سیاهی داغ رنگ دگر ندارد

آیینه سکندر از آب زندگانی

بی چشم زخم فرش است در دیده های حیران

بیداریی اگر هست در خواب زندگانی

چون شکرست شیرین زهر اجل به کامش

نوشیده است هر کس خوناب زندگانی

طومار زندگی را طی می کند به یک شب

از شمع یاد گیرید آداب زندگانی

از باده توبه کردن مشکل بود وگرنه

سهل است دست شستن از آب زندگانی

اندیشه تزلزل در عالم فنا نیست

بر جان همیشه لرزد سیماب زندگانی

از آب تلخ گردد عرض حیات افزون

گرطول عمر افزود از آب زندگانی

شد هر که چون سکندر آیینه سد راهش

لب تشنه باز گردد از آب زندگانی

تا چون حباب بی مغز دلبسته هوایی

در پرده حجابی از آب زندگانی

با کوه درد و محنت خوش باش کز گرانی

صائب شود سبکسیر سیلاب زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف پیچیدگی و دشواری‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با به کار بردن تصاویر مختلف، احساسات و تجربیات انسانی را در مواجهه با چالش‌ها و ناملایمات زندگی بیان می‌کند. او زندگی را مانند یک سیلاب خوش‌عنانی توصیف می‌کند که تنها عده‌ای از خرافات و رنج‌ها بر آن سایه افکنده‌اند. شاعر به مفهوم عدم امان از مرگ و فنا اشاره می‌کند و زندگی را به حبابی تشبیه می‌کند که در آب شناور است. او بر این باور است که زندگی، با تمام تلخی‌ها و دشواری‌هایش، می‌تواند شیرین باشد اگر به درستی و با آگاهی زندگی شود. همچنین یادآوری می‌کند که زندگی، مانند شمعی است که به سرعت می‌سوزد و به سرعت به پایان می‌رسد. پیام اصلی شعر به نوعی دعوت به بیداری و آگاهی از شرایط زندگی و پذیرش سختی‌ها برای رسیدن به معنا و لذت واقعی در زندگی است.