غزل شمارهٔ ۷۲۴ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ابروی او نرفت ز مد نظر مرا
در زیر تیغ، زندگی آمد بسر مرا
دارم چو شمع گردنی از موم نرمتر
تیغ برهنه است نسیم سحر مرا
زخم زبان مرا نتواند گرفته ساخت
دل وا شود چو آبله از نیشتر مرا
بر رشته گسسته عمر سبک عنان
باشد خطر چو سبحه ز صد رهگذر مرا
هر چند بگسلد رگ جان، نگسلم ازو
پیوند دیگرست به موی کمر مرا
پیری مرا به گوشه عزلت دلیل شد
بال شکسته شد به قفس راهبر مرا
تا در کمند رشته هستی فتاده ام
دل خوردن است کار چو عقد گهر مرا
صائب دو عالم از اثر توتیای فقر
افتاد چون دو قطره اشک از نظر مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردهای زندگی شاعر است. او با اشاره به سختیهای زندگی و مشکلاتی که تحت فشار آنها قرار دارد، از عواطف و ارتباطات خود میگوید. شاعر از زخمهای زبان و چالشها سخن میگوید که نمیتواند او را تسلیم کند و به پیوند عمیقش با معشوق اشاره میکند که همچنان پایدار است. همچنین به پیری و عزلت به عنوان تجربههایی که او را راهنمایی میکند، اشاره دارد. در پایان، شاعر به احساس فقر و اندوهی که در دل دارد اشاره میکند، که باعث میشود او مانند قطره اشکی از چشمانش بیافتد. این اشعار بیانگر دردی عمیق و جستجوی معنا در زندگی است.