غزل شمارهٔ ۷۵۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
گر مردی ای سپند، نگه دار جای را!
سختی پذیر باش گر اهل سعادتی
کز استخوان گزیر نباشد همای را
هر چند سر به دامن محمل گذاشته است
دل می تپد همان ز جدایی درای را
چند ای سیه درون خود آرا درین بساط
پنهان کنی به بال و پر خویش پای را؟
روشن ضمیر باش که این بال آتشین
بر چرخ برد شبنم بی دست و پای را
جمعی که از ملایمت آزار دیده اند
بر برگ گل شمرده گذارند پای را
بدطینتان برای شکم خون هم خورند
سگ دشمن است بر سر روزی گدای را
صائب به غور ناله عشاق می رسد
در راه فکر هر که فشرده است پای را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع غیرت و شجاعت مردانه میپردازد و به افرادی که برای رسیدن به سعادت و موفقیت باید سختیها را تحمل کنند، توصیه میکند. شاعر به مردانگی و مسئولیتهای آن اشاره کرده و یادآور میشود که حتی در مواقع دشوار باید به اصول و ارزشها پایبند ماند. علاوه بر این، شاعر بر اهمیت صداقت و روشنضمیری تأکید میکند و به چالشها و مشکلاتی که عاشقان در مسیر عشق با آن مواجهاند، اشاره دارد. در نهایت، این شعر دعوتی است به صبوری و تلاش در برابر سختیها.