غزل شمارهٔ ۷۵۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون شعله سر مکش ز دل سینه تاب ما
کز سوز عشق، اشک ندارد کباب ما
از آفتاب تجربه گشتیم خامتر
نارس برآمد از سفر خم شراب ما
هیچ است هر چه هست به جز همت بلند
این مصرع است از دو جهان انتخاب ما
این راه دور زود به انجام می رسد
کوتاهیی اگر نکند پیچ و تاب ما
منزل بلند و همت شبگیر کوته است
فرصت سبک عنان و گران است خواب ما
هیچیم اگر چه صائب و از هیچ کمتریم
دام فریب خلق ندارد سراب ما
پاک است همچو صبح به عالم حساب ما
در خون شبنمی نرود آفتاب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجربههای عاشقانه و دلتنگیهای خود اشاره میکند. او از سوز عشق و اثرات آن بر دل و وجودش سخن میگوید و تأکید میکند که با وجود سختیها و نارساییها، همت بلند و اراده قوی میتواند انسان را به هدفش برساند. شاعر همچنین به مسیری دور اشاره میکند که در صورت تلاش و کوشش به آسانی به پایان میرسد. او تاکید میکند که هر چیز دیگری بیهدف و پوچ است و در نهایت، پاکی و صداقت همچون خورشید در عالم نمایان است.