نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۱۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر چرخ محیط است فروغ نظر ما

ساحل دل دریاست ز آب گهر ما

در نامه ما حرف نسنجیده نباشد

از جیب صدف سفته برآید گهر ما

چون دیده ماهی که نماید ز ته آب

از پرده سنگ است نمایان شرر ما

هرچند پر و بال نداریم چو شبنم

از پرتو خورشید بود بال و پر ما

شیریم ولی زهره آزار نداریم

از جنبش رگ کوچه دهد نیشتر ما

آزادی ما در گرو پختگی ماست

آویخته است از رگ خامی ثمر ما

بیداد فلک را به تغافل گذرانیم

پوشیدن چشم است ز دشمن سپر ما

از همرهی عقل به جایی نرسیدیم

پیچیده تر از راه بود راهبر ما

یارب که دعا کرد که چون قافله موج

آسایش منزل نبود در سفر ما

صائب جگرش چون جگر صبح شود چاک

یک روز اگر چرخ کشد دردسر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعارات مختلف، به زیبایی و عمق وجود انسان اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگرچه ما آزاد نیستیم و در مشکلات و چالش‌ها دست و پا می‌زنیم، اما در درون خود از ارزش‌ها و زیبایی‌های خاصی برخورداریم. همچنین، شاعر بیان می‌کند که مشکلات و سختی‌ها جزء طبیعی زندگی‌اند و ما باید با عقل و تفکر به جلو حرکت کنیم. به‌طور کلی، شعر تأکید دارد بر درک عمیق از خود و زندگی، و امید به بهبود شرایط با گذشت زمان.