نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای دفتر حسن ترا فهرست خط و خال‌ها

تفصیل‌ها پنهان شده در پرده اجمال‌ها

آتش‌فروز قهر تو، آیینه‌دار لطف تو

هم مغرب ادبارها، هم مشرق اقبال‌ها

پیشانی عفو ترا پرچین نسازد جرم ما

آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال‌ها؟

سهل است اگر بال و پری نقصان این پروانه شد

کان شمع سامان می‌دهد از شعله زرین بال‌ها

با عقل گشتم هم‌سفر یک کوچه راه از بی‌کسی

شد ریشه‌ریشه دامنم از خار استدلال‌ها

هرشب کواکب کم کنند از روزی ما پاره‌ای

هرروز گردد تنگ‌تر سوراخ این غربال‌ها

حیران اطوار خودم، درمانده کار خودم

هر لحظه دارم نیتی چون قرعه رمال‌ها

هرچند صائب می‌روم سامان نومیدی کنم

زلفش به دستم می‌دهد سررشته آمال‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و عمیق شاعر نسبت به معشوقه‌اش می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از زیبایی و قهر معشوق، به بیان تضادهای عشق می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که حتی در میان زشتی‌ها و دشواری‌ها، نیکی و لطف معشوق همیشه باقی است. همچنین، شاعر از تنهایی و درگیری‌های ذهنی خود می‌گوید و تأکید می‌کند که عشقش به معشوقه‌اش به او امید و انگیزه می‌دهد. در انتها، او به پرده‌داری و پیچیدگی احساساتش اشاره کرده و نشان می‌دهد که همیشه در جستجوی راهی برای نزدیک‌تر شدن به معشوق خود است.