نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چرب

قسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چرب

برق عالمسوز شد، افتاد در خرمن مرا

هر چراغی را که روشن کردم از پهلوی چرب

تشنگی نتوان به شبنم بردن از ریگ روان

خشکی سودا نگردد کم به گفت و گوی چرب

با سبک مغزان تن پرور، سخن بی فایده است

از قبول نقش، کاغذ راست مانع روی چرب

آنچنان کز خشک مغزی دوست دشمن می شود

می توان کردن ملایم خصم را از خوی چرب

صید را پهلوی لاغر می شود خط امان

می کشد در خاک و خون نخجیر را پهلوی چرب

نیست در خوی نکویان چرب نرمی را اثر

سرکشی در شمع افزون گردد از گیسوی چرب

گرچه دست چرب را کمتر بود گیرندگی

می برد از چربدستی بیش دل را موی چرب

قسمت عشاق از سیمین عذاران کاهش است

رشته ها را می گدازد گوهر از پهلوی چرب

هست با تن پروران صائب فلک را لطف بیش

پنجه قصاب بر خود بالد از پهلوی چرب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تضادها و مفاهیم مرتبط با "چرب" و "نرم" می‌پردازد. شاعر از چرب بودن به عنوان نمادی از فریبندگی و ظاهری خوشایند یاد می‌کند که در واقع ممکن است خطرناک باشد. او به نقد کسانی می‌پردازد که با سخنان بی‌فایده و کم‌عمق خود، به منافع واقعی دیگران آسیب می‌زنند. شاعر به رابطه میان چرب بودن و ضعف شخصیت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در دنیای پر تنش، افرادی که به لطف ظاهری وابسته‌اند، ممکن است به آسانی فریب بخورند. در پایان، او به مشکلات عاشقان و شرایط سختی که به خاطر زیبایی ظاهری و چرب بودن به وجود می‌آید، اشاره می‌کند، و نشان می‌دهد که این موارد می‌توانند تاثیرات منفی بر روی روابط انسانی داشته باشند.