نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چهره نوخط آن تازه جوان را دریاب

زیر ابر تنک آن برق عنان را دریاب

پیش ازان دم که ز مقراض شود پا به رکاب

چشم بگشای، خط مشک فشان را دریاب

دو سه روزی است صفای خط پشت لب او

زود ته جرعه عمر گذران را دریاب

دولت سنگدلان زود به سر می آید

خط ریحانی یاقوت لبان را دریاب

در شب قدر به غفلت گذراندن ستم است

روزگار خط آن تازه جوان را دریاب

تا لب لعل تو بی آب نگشته است ز خط

کشت امید من سوخته جان را دریاب

اگر از حسن گلوسوز بهاری غافل

جگر سوخته لاله ستان را دریاب

اگر از موی شکافان جهانی صائب

کمر نازک آن مورمیان را دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به جوانی تازه‌کار اشاره می‌کند و زیبایی‌های او را با دقت مشاهده می‌کند. او به زیبایی خطی که بر لب جوان نقش بسته، به سرعت گذر عمر و لذت‌های جوانی تأکید می‌کند. شاعر هشدار می‌دهد که دنیا به زودی به پایان می‌رسد و باید از زیبایی‌های زندگی بهره برد. همچنین، به اهمیت درک لحظه‌های ارزشمند اشاره می‌کند و از غفلت و بی‌توجهی نسبت به زیبایی‌های جوانی می‌نگرد. در نهایت، درخواست می‌کند که زیبایی‌های پیرامون خود را فراموش نکنند و از آن‌ها به خوبی بهره‌برداری کنند.