نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رو نگهداشتن از صاف ضمیران مطلب

عیب پوشیدن از آیینه عریان مطلب

تا دلت سرد ز اسباب تعلق نشود

آتش از کوچه ما خانه به دوشان مطلب

رقم نام تو بر صفحه آیینه بس است

ای سکندر ز خدا چشمه حیوان مطلب

آسیای فلک از آب مروت خالی است

تا دلت چاک چو گندم نشود نان مطلب

روغن از ریگ مکش، لب به طمع چرب مکن

سینه بر تیغ بنه، آب ز عمان مطلب

نظر لطف ز مهر و مه کم کاسه مجوی

خواب آسودگی از چشم نگهبان مطلب

صائب از هند مجو عشرت اصفاهان را

فیض صبح وطن از شام غریبان مطلب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون صداقت، عشق، و ارزش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر به درد و رنج‌های ناشی از تعلقات دنیوی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از عیوب و اشتباهات فاصله بگیریم. همچنین به زیبایی و جاودانگی روح و نام اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که محبت و مهربانی باید در زندگی ما جاری باشد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که خوشی و لذت واقعی در دوستی و وطن‌دوستی نهفته است.