غزل شمارهٔ ۹۷۹ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست
حسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترست
گردش چشمی مرا زان حسن بی پایان بس است
بحر را در حلقه گرداب دیدن خوشترست
حسن رنگ آمیز را خجلت بهار تازه ای است
شمع را در پرتو مهتاب دیدن خوشترست
گرچه سیر لاله و گل زنگ از دل میبرد
در جبین تازه احباب دیدن خوشترست
پیش دریا بهر روزی لب چرا باید گشود؟
ماهیان را در خم قلاب دیدن خوشترست
تشنه چشمی می کند دست تعدی را دراز
خار دامنگیر را سیراب دیدن خوشترست
در میان دام و دد مانند مجنون زیستن
از سمور و قاقم و سنجاب دیدن خوشترست
گر بود اخلاص شرط سجده، از زهاد خشک
شیشه را در گوشه محراب دیدن خوشترست
دردسر بسیار دارد سایه بال هما
اختر اقبال را در خواب دیدن خوشترست
گر بود چشم آب دادن مطلب از روی بتان
چهره خورشید عالمتاب دیدن خوشترست
روی خوبان در عرق صائب قیامت می کند
جلوه مهتاب را در آب دیدن خوشترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیتهای مختلف زیبایی در زندگی اشاره میکند. شاعر بیان میکند که دیدن چیزهایی نظیر ساقی و شراب، رنگهای بهار و چراغ در نور ماه، و حتی لحظات سادهای چون دیدن زیبایی چهرهها و جلوهها در طبیعت، از تلخیها و زحمتهای زندگی خوشتر و لذتبخشتر است. همچنین، شاعر به ارتباط بین زیبایی و حقیقت اشاره میکند و نشان میدهد که در زندگی تجربههای خاص و زیباییهای ظاهری، میتوانند دلانگیزتر از واقعیتهای پیچیده و سخت باشند. این فلسفه زندگی را به تصویر میکشد که در آن زیبایی و لذت مهمتر از مادیات و مفهوم خشک و خالی زندگی هستند.