نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترست

روی تلخ بحر از آب گهر شیرین ترست

رتبه قبض است بیش از بسط پیش عارفان

عقده پیوند بر نخل از ثمر شیرین ترست

نیست زنبور عسل را شکوه ای از جان خویش

خانه چندانی که باشد مختصر شیرین ترست

پیش هر موری که نی در ناخنش منت شکست

خاک صحرای قناعت از شکر شیرین ترست

نبض تسلیم و رضا را گر به دست آرد کسی

تیر دلدوز قضا از نیشکر شیرین ترست

پش چشم هر که از غفلت نیاورده است آب

تلخی بیداری از خواب سحر شیرین ترست

سرد مهری زندگی را بی حلاوت می کند

میوه های گرمسیری بیشتر شیرین ترست

ما ز نعمت با زبان شکر قانع گشته ایم

برگ این نخل برومند از ثمر شیرین ترست

تنگ شکر ساخت صائب گوش ها را از سخن

کلک شکر بار ما از نیشکر شیرین ترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مقایسه‌ی ارزش‌های مختلف می‌پردازد و نشان می‌دهد که برخی از چیزهای به ظاهر تلخ یا دشوار در زندگی برکت و شیرینی بیشتری دارند. برای مثال، دشنام جانان را از شیرینی شکر بهتر می‌داند، و همچنین بیان می‌کند که حتی تلخی‌ها می‌توانند به نوعی شیرین‌تر از خوشی‌های سطحی باشند. او به اهمیت قناعت و تسلیم در برابر قضا و قدر اشاره می‌کند و در نهایت تأکید می‌کند که زندگی با نعمت‌ها و رضایتمندی از آن‌ها، ارزشمندتر از هر شیرینی ظاهری است. پیام کلی اشعار، اهمیت یافتن شیرینی در تلخی‌ها و قناعت در زندگی است.