نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۹۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست

در دل هر قطره اشکی نگاه دیگرست

در بساط من ز تاراج نگاه اولین

نیم جانی مانده، موقوف نگاه دیگرست

در دل هر ذره از کوچکدلی خورشید را

پیش چشم خرده بینان جلوه گاه دیگرست

گرچه در راه محبت یک قدم بی چاه نیست

همچو یوسف در ته هر چاه ماه دیگرست

عقل باشد در طریق کعبه محتاج دلیل

عشق را هر مد آهی شاهراه دیگرست

سجده ابروی خوبان نعل وارون من است

ورنه روی دل مرا در قبله گاه دیگرست

دعوی دل نیست قابل، ورنه در اثبات آن

خال مهر دیگرست و خط گواه دیگرست

هر قدر مقبول باشد عذر در دیوان عفو

بی زبانی مجرمان را عذرخواه دیگرست

گر به یار و دوست باشد صائب استظهار خلق

بیکسان را بی کسی پشت و پناه دیگرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حسرت و عشق سخن می‌گوید و به احساسات عمیق عاشقان اشاره دارد. هر نگاه و هر اشکی معنای خاص خود را دارد و در دل هر قطره اشکی پیام‌ها و احساسات متفاوتی نهفته است. شاعر به زیبایی‌های عشق و پیچیدگی‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که در مسیر عشق، چالش‌هایی وجود دارد که ممکن است به پیچیدگی‌های بیشتری منجر شود. او عشق را با کعبه و عقل را با دلیل مقایسه می‌کند و ابراز می‌کند که عشق از عقل فراتر می‌رود. در مجموع، این شعر بیانگر جنبه‌های مختلف عشق و دلتنگی است و نشان می‌دهد که هر کس در این تجربه، داستان و نگاه خاص خود را دارد.