نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱ صائب

صائب / غزلیات ترکی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه احتیاج که ساقی ویره شراب سنه؟

که ئوز پیاله سینی ویردی آفتاب سنه

شراب لعلی ایچون توکمه آبرو زنهار

که دمبدم لب لعلین ویرور شراب سنه

اگر ویرام داشه پیمانه نی گیچورمندن

شرابدن نجه گوز تیکسه هر حباب سنه

قوروتما ترلی عذارین ایچینده باده ناب

که گل کیمی یاراشور چهره پرآب سنه

شرابدن نه عجب اولماسون اگر سرخوش

بودوزلو لبر ایلن نیلسون شراب سنه؟

بوآتشین یوز ایلن کیم دوتار سنین اتگین

حلال ایلر قانینی تایتر کباب سنه

دیدوم چیخاره سنی خط حجابدن، غافل

که خط غباری اولور پرده حجاب سنه

سنین صحیفه حسنین، کلام صائب دور

که داغ عیب اولور خال انتخاب سنه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت و زیبایی شراب و حس شادی و سرخوشی ناشی از آن است. شاعر به ساقی می‌گوید که نیازی به شراب نیست که آن را بیاورد، چون شراب را در چهره و لب‌های زیبای معشوق می‌بیند. او به وصف لطافت و جذابیت معشوق می‌پردازد و از تاثیر شراب بر روح و قلب انسان سخن می‌گوید. همچنین به عواقب عشق و شوق و نیز پرده‌پوشی‌های ناشی از حجاب و عیوب انسانی اشاره می‌کند. شعر در کل روحی عاشقانه و البته فلسفی دارد که به تبادل احساسات و جلوه‌های زندگی می‌پردازد.